الفاظ توهین‌آمیز درباره ملت متمدن و شجاع ایران، از عظمت این ملت نمی‌کاهد

پس از آنکه در ۱۸ ژوئن، ایالات متحده و ایران تفاهم‌نامه‌ای برای تمدید شصت‌روزه آتش‌بسی که از ۸ آوریل برقرار شده بود امضا کردند، کمتر کسی نسبت به دوام آن خوش‌بین بود. این تفاهم‌نامه که با میانجی‌گری پاکستان و قطر شکل گرفت، از همان ابتدا توافقی شکننده به شمار می‌رفت، اما با وجود تلاش‌های اسرائیل و برخی عناصر نزدیک به جریان صهیونیستی در دولت ترامپ برای تخریب آن، توانست سه هفته دوام بیاورد؛ موضوعی که خود نیز برای بسیاری غافلگیرکننده بود.

 دور دوم را متوقف کنید، تفاهم‌نامه را نجات دهید

نویسنده : امین ایزدین بازتاب تجاوز اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی ایران در رسانه های سریلانکا

ملتی در سوگ. توافق آتش‌بسی که در آستانه فروپاشی قرار دارد. قیمت انرژی که بار دیگر رو به افزایش است. کشورهای در حال توسعه که بیشترین هزینه را می‌پردازند. خرابکاران صلح که مشتاق ازسرگیری جنگ هستند. و رئیس‌جمهوری که با وسواس می‌خواهد نام خود را در تاریخ ثبت کند؛ نه با دستاوردهایش، بلکه با اشتباهاتی که از سر خودخواهی مرتکب می‌شود. آن ملتِ سوگوار، ایران است و آن رئیس‌جمهور خودشیفته، دونالد ترامپ؛ شخصیتی که ایالات متحده تاکنون مشابه او را به خود ندیده است. ترامپ، فردی غیرقابل پیش‌بینی و ساختارشکن، حاضر نیست قواعد دیپلماسی را بپذیرد. او ترجیح می‌دهد قواعد را خود تعیین کند و از جهان بخواهد از آن‌ها پیروی کند. اندک اعتباری که ایالات متحده پیش از ورود او به کاخ سفید در عرصه بین‌المللی داشت، اکنون تقریباً از میان رفته است.

یکی از نمونه‌های قابل توجه این رفتار، ماجرای همین هفته در آستانه دیدار تیم‌های ملی آمریکا و بلژیک در جام جهانی بود؛ جایی که کارت محرومیت یکی از مهاجمان سرشناس آمریکا لغو شد تا بتواند در مسابقه به میدان برود. ترامپ، با همان روحیه زورگویانه و خودبرتربینانه، این درخواست را از فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) مطرح کرد و جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، نیز همچون فردی مطیع، آن را پذیرفت؛ اقدامی که لکه ننگی بر تاریخ فوتبال به شمار می‌رود.

اینفانتینو، روسیه را به دلیل حمله به اوکراین از رقابت‌های بین‌المللی محروم کرد، اما زمانی که رژیم صهیونیستی عملیات نظامی خود را در غزه آغاز کرد، درخواست‌ها برای اعمال همان معیار در قبال اسرائیل را نادیده گرفت. از همین رو، تعجب‌آور نیست که او امروز میزبان یکی از بی‌اعتبارترین دوره‌های تاریخ این رقابت‌هاست و به‌درستی از سوی بسیاری به عنوان مایه شرمساری محبوب‌ترین ورزش جهان مورد انتقاد قرار می‌گیرد. البته این موضوع، بحثی برای زمانی دیگر است. آنچه امروز اهمیت دارد، احتمال ازسرگیری جنگی است که هیچ کشور عاقلی ــ به‌جز اسرائیل ــ خواهان آن نیست. ترامپ که سخت در اندیشه ثبت میراثی برای خود است، می‌کوشد ایران را با زور و فشار به تسلیم وادار کند. اما ایران، هرچند از نظر توان نظامی یک قدرت متوسط محسوب می‌شود، با اتکا به اراده‌ای استوار، همچنان نشان داده است که توان مقاومت در برابر فشارهای نظامی آمریکا را دارد.

پس از آنکه در ۱۸ ژوئن، ایالات متحده و ایران تفاهم‌نامه‌ای برای تمدید شصت‌روزه آتش‌بسی که از ۸ آوریل برقرار شده بود امضا کردند، کمتر کسی نسبت به دوام آن خوش‌بین بود. این تفاهم‌نامه که با میانجی‌گری پاکستان و قطر شکل گرفت، از همان ابتدا توافقی شکننده به شمار می‌رفت، اما با وجود تلاش‌های اسرائیل و برخی عناصر نزدیک به جریان صهیونیستی در دولت ترامپ برای تخریب آن، توانست سه هفته دوام بیاورد؛ موضوعی که خود نیز برای بسیاری غافلگیرکننده بود.

روز چهارشنبه، ترامپ پس از شرکت در نشست ناتو در آنکارا و هم‌زمان با ازسرگیری حملات آمریکا و پاسخ‌های ایران، اعلام کرد که این توافق عملاً به پایان راه رسیده و هشدار داد که «امشب» حملات بیشتری در راه خواهد بود. در همان روز، آمریکا بزرگ‌ترین حمله خود از زمان امضای توافق ۱۸ ژوئن را انجام داد؛ اقدامی که این پرسش را مطرح کرد که آیا تفاهم‌نامه واقعاً از بین رفته است یا هنوز روزنه‌ای برای ادامه دیپلماسی باقی مانده است. در کنار تبادل موشک‌ها و پهپادها، دو طرف نیز یکدیگر را به نقض مفاد تفاهم‌نامه متهم کردند.

ایران با استناد به این توافق تأکید می‌کند که آتش‌بس باید به‌طور کامل در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، برقرار باشد. اما از آنجا که تلاش‌های دیپلماتیک برای وادار کردن اسرائیل به عقب‌نشینی، در برابر سرسختی این رژیم، پیشرفت چندانی نداشته است، ایران اقدام به هدف قرار دادن کشتی‌هایی در تنگه هرمز کرد؛ به‌ویژه کشتی‌هایی که، به گفته تهران، مقررات تعیین‌شده برای عبور ایمن را رعایت نمی‌کردند؛ مقرراتی که ایران مدعی است با مفاد تفاهم‌نامه نیز همخوانی دارد.

ایالات متحده این حملات را نقض تفاهم‌نامه دانسته و بر آزادی کامل کشتیرانی در تنگه هرمز تأکید می‌کند؛ گذرگاه راهبردی‌ای که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند اقتصاد جهانی را با بحران مواجه سازد.

روز چهارشنبه، آمریکا همچنین اعلام کرد که معافیت ایران از برخی تحریم‌ها را لغو می‌کند؛ اقدامی که به معنای پایان امکان صادرات آزادانه نفت و فرآورده‌های نفتی ایران است و به‌عنوان بخشی از فشارهای بیشتر در واکنش به حملات نظامی علیه شهرهای ایران معرفی شد.

آمریکا، بدون آنکه حملات خود را به تأسیسات نظامی ایران در اطراف تنگه هرمز محدود کند، شامگاه چهارشنبه اهدافی را در عمق خاک ایران نیز مورد حمله قرار داد. یکی از مهم‌ترین این حملات، هدف قرار دادن خط راه‌آهن تهران ـ مشهد بود؛ مسیری که قرار بود پیکر آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، از طریق آن برای مراسم تشییع و خاک‌سپاری به حرم مطهر امام رضا (ع) منتقل شود.

در نتیجه این حمله، زائران و عزادارانی که با قطار عازم مشهد بودند، ناچار شدند از مسیرهای جاده‌ای استفاده کنند تا بتوانند در مراسم استقبال از پیکر رهبر فقید، که از شهرهای مقدس نجف و کربلا ــ محل دفن نخستین و سومین امام شیعیان، حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) ــ به ایران بازگردانده شده بود، حضور یابند. با وجود نگرانی‌ها درباره احتمال حمله آمریکا یا اسرائیل به مراسم تشییع، جمعیت عظیمی در این مراسم حضور یافت. ده‌ها میلیون نفر در آیین تشییع شرکت کردند و بسیاری از آنان با اندوهی عمیق و اشک‌هایی بی‌اختیار رهبر خود را بدرقه کردند؛ صحنه‌هایی که، به نوشته نویسنده، دولت ترامپ را شگفت‌زده کرد و با تبلیغات اسرائیل مبنی بر عدم حمایت مردم ایران از رهبرانشان در تضاد بود. با وجود عزای عمومی در سراسر کشور، ایران نیز دست به اقدام متقابل زد. شامگاه سه‌شنبه، ایران ۸۵ حمله علیه تأسیسات نظامی آمریکا در کویت و بحرین انجام داد و همچنین یک کشتی قطری و یک کشتی سعودی را هدف قرار داد. بامداد روز بعد نیز حملات تازه‌ای علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در کویت، قطر و بحرین صورت گرفت.

اگر جنگ بار دیگر از سر گرفته شود، احتمال دارد دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی که ایران آن را به همکاری در حملات آمریکا متهم می‌کند، نیز در معرض حملات قرار گیرند.

در همین حال، قیمت نفت که از حدود ۷۰ دلار در روز جمعه گذشته به بیش از ۸۰ دلار در روز گذشته رسیده بود، ممکن است بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار عبور کند؛ اتفاقی که روند بهبود اقتصاد جهانی پس از شوک‌های نفتی اخیر را با مانعی جدی روبه‌رو خواهد ساخت.

ترامپ که هرگز به احتیاط در ادبیات دیپلماتیک شهرت نداشته است، رهبران ایران را «اراذل» و «دیوانه» توصیف کرد؛ در حالی که تنها چند روز پیش، هنگام دفاع از تفاهم‌نامه با ایران، آنان را «رهبرانی منطقی» خوانده بود. در واکنش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد:

»به‌کار بردن الفاظ توهین‌آمیز درباره ملت متمدن و شجاع ایران، از عظمت این ملت نمی‌کاهد. ما به بی‌ادبی با بی‌ادبی پاسخ نمی‌دهیم، بلکه با عمل، آن هم بی‌باکانه و شجاعانه، پاسخ خواهیم داد. «حملات، ضدحملات، ادعاهای متناقض درباره کنترل تنگه هرمز و تشدید بحرانی که از بازگشت قریب‌الوقوع جنگ حکایت دارد، یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: چرا در متن این تفاهم‌نامه، هیچ سازوکاری برای داوری و حل اختلاف در صورت بروز برداشت‌های متفاوت از مفاد آن پیش‌بینی نشده است؟

بی‌تردید، میانجی‌گران از اهمیت وجود چنین سازوکاری آگاه بوده‌اند؛ به‌ویژه با توجه به شکاف عمیق بی‌اعتمادی میان دو طرف درگیر.

نبود یک سازوکار مشخص برای حل اختلاف، این احتمال را تقویت می‌کند که یا تفاهم‌نامه با شتاب و بدون دقت کافی تنظیم شده، یا اینکه طرف‌های ذی‌نفع به این نتیجه رسیده‌اند که توافقی ناقص و صلحی شکننده، بهتر از نداشتن هیچ توافقی و ادامه جنگ است. اجرای این توافق ناقص، بر پایه اصل «تعهد در برابر تعهد» استوار است؛ به این معنا که هر طرف، اجرای تعهدات خود را مشروط به اجرای تعهدات طرف مقابل می‌داند.

هرچند میان طرفین توافق شده است که شکایت‌های مربوط به نقض تعهدات از طریق میانجی‌ها پیگیری شود، اما تاکنون شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد میانجی‌ها درباره اختلافات به‌طور رسمی داوری کرده یا طرف ناقض توافق را معرفی کرده‌اند.

به احتمال زیاد، آنان نمی‌خواهند با موضع‌گیری صریح، توازن شکننده موجود را بر هم بزنند و باعث فروپاشی کامل توافق شوند. در نتیجه این خلأ و همچنین تمایل نداشتن دو طرف به مصالحه ــ زیرا هر یک بیم آن دارد که برتری خود را از دست بدهد ــ جهان بار دیگر در آستانه یک جنگ بزرگ دیگر در خاورمیانه قرار گرفته است. اکنون که آتش جنگ بار دیگر شعله‌ور شده و خطر آغاز دور دوم نبردی فراگیر، که هیچ‌یک از طرفین واقعاً مایل به ورود به آن نیستند، افزایش یافته است، پاکستان، به‌عنوان یکی از میانجی‌های اصلی، روز گذشته از دو طرف خواست به تعهدات خود در چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد پایبند بمانند.

اسلام‌آباد این توافق را پایه‌ای پایدار برای تفاهم، احترام متقابل و رفاه مشترک در منطقه و فراتر از آن توصیف کرد. اما صرفِ بیان چنین جملاتی، هرچند صادقانه و خیرخواهانه، کافی نیست. قطر و پاکستان، به‌عنوان میانجی‌های این توافق، همراه با دیگر قدرت‌های تأثیرگذار جهان ــ به‌ویژه چین، ترکیه و مصر ــ باید تلاش‌های دیپلماتیک خود را دوچندان کنند تا تفاهم‌نامه‌ای را که پس از مذاکراتی دشوار و لحظاتی پرتنش به دست آمده است، از فروپاشی نجات دهند. با وجود افزایش تنش‌ها و سایه سنگین جنگ، هنوز روزنه‌ای هرچند باریک برای دیپلماسی باقی مانده است و باید از این فرصت بهره گرفت. فرآیند صلحی که با احتیاط پس از توافق ۱۸ ژوئن آغاز شد و تاکنون چندین بار ــ از جمله در بحرانی‌ترین رویداد این هفته ــ تا آستانه فروپاشی پیش رفته اما دوام آورده است، باید حفظ شود. در عین حال، لازم است متن تفاهم‌نامه اصلاح شود و بندی مشخص برای حل‌وفصل اختلاف‌هایی که بر اثر تفسیر یا برداشت‌های متفاوت از مفاد آن ایجاد می‌شود، به آن افزوده شود تا از تکرار چنین بحران‌هایی در آینده جلوگیری شود.

تاریخ انتشار : 10 جولای 2026

منبع : https://www.dailymirror.lk/opinion/US-Iran-war-Stop-second-round-save-the-MoU/172-345237

کد خبر 26633

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =